شاید بتوان تصور کرد که فریب‌کاری از نخستین روزهای حضور بشر بر زمین او را همراهی کرده و گاه از لحاظ تکاملی نقش حفاظتی نیز داشته است. امّا ریاکاری به‌عنوان پدیده‌ی پیچیده متأخرتر از آن است و داستانی متفاوت دارد ریاکاری یکی از این مسائل مهم در جامعه‌ی ما می‌باشد. پدیده‌ای که به نظر می‌رسد به‌عنوان یک رفتار، دامن‌گیر بسیاری از افراد جامعه می‌تواند باشد. انسان‌ها در جامعه هیچ‌گاه از مسائل اجتماعی رها نبودند و همواره با این قبیل مسائل در زندگی درگیر بوده‌اند. با این‌حال احساس و درک روزافزون انسان نسبت به مسئله‌ی اجتماعی محصول گسترش ارتباطات جمعی و آموزش همگانی اوست. مسائلی که درجه‌ی ملموس بودن آن‌ها برای مردم یکسان نیست، هرچند افراد جامعه دیر یا زود به پیامدهای تمام آن‌ها برای جامعه پی خواهند برد. به‌طورکلی می‌توان گفت که ریا، تظاهر فرد به چیزی است که فاقد آن می باشد. عوامل اجتماعی زیادی هستند که می‌توانند منبع این نوع خاص از رفتار باشند در این مقاله سعی بر آن است تا به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر نگرش به ریاکاری پرداخته شود

ریا یکی از بلاهای بزرگ روحی است

ریاکار در لغت‌نامه‌ی دهخدا با اصطلاحاتی چون مکار، دورو، منافق، مرائی و کسی است که در کارها مکر و عذر و نفاق می‌کند، شناخته می‌شود. معادل انگلیسی ریاکاری hypocrisy از واژه‌ی یونانی به معنی ادا، تظاهر و تزویر گرفته‌شده است و شخص ریاکار را در زبان انگلیسی hypocritical و یا insincere می‌نامند.

در واقع می‌توان گفت ریاکاری تظاهر فرد به چیزی است که نیست، یا تظاهر به داشتن باوری است که در اعمال فرد انعکاس نمی‌یابد. ریا و ریاکاری که هردو از بارِ معنایی منفی برخوردارند، از دیرباز در مذاهب، فرهنگ‌ها، مکاتب فلسفی و نگرش‌های اخلاقی مذموم دانسته شده‌اند به‌طوری‌که خداوند در سوره‌ی ماعون در نکوهش ریاکاری می‌فرماید: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ  الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ  الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ

وای نمازگزاران! آن‌کسانی که نسبت به نماز خود مسامحه‌کارند. آنان که اگر فرمانی برند به ریا و خودنمایی انجام دهند.

در آثار عرفانی ایران، متصوفه همه عادت‌های زشت اخلاقی و شخصیتی انسان‌ها را که موجب دور شدن از طریقت ربانی است، ناپسند شمرده و پیروان خود را از آن دور داشته‌اند. ازجمله این عادت نامیمون، ریاکاری و تظاهری است. حافظ در اشعار خود به مذموم بودن ریا و ظاهرسازی پرداخته است. درواقع عصر حافظ، عصر انحطاط اخلاق در روابط طبقات مختلف مردم، به‌ویژه حاکمان و صوفیان و رواج ریاکاری و خدعه و نیرنگ فقیهان دینی و صوفیان بوده است به‌طوری‌که دریکی از اشعارش ازنظر جامی صوفیانی که درراه سلوک به‌صورت آشکارا و بلند ذکر می­گویند،  در حقیقت ذکر و ظاهر شریعت را وسیله­ای برای فریب مردمان ساده‌اندیش قرار داده­اند

بنابراین می‌توان گفت ریا یکی از بلاهای بزرگ روحی است که چه‌بسا دامن‌گیر افراد جامعه می‌گردد و مثل خوره جامعه را از درون، به فساد و پوسیدگی می‌کشاند و ازنظر روان‌شناسی، ریا از مظاهر و آثار جاه‌طلبی بشمار می‌رود. ریاکار با یک سلسله اعمال ظاهری وبی مغز، درصدد کسب منزلت و موقعیت در جامعه می‌باشد در بعضی از مقاطع این ریاکاری به‌اصطلاح بین دو طرف روباز انجام می‌شود و هر دو طرف هم به بی‌اصلی آن باطناً اعتراف دارند ولی راضی‌اند که همین نمایش را ادامه دهند

حسن نراقی در کتاب جامعه‌شناسی خودمانی می‌گوید: «از دردناک‌ترین عواقب ریاکاری عدم دسترسی به اعداد و ارقام و شاخص‌هایی است که مخصوصاً در دنیای امروز بدون این آمار و اطلاعات آجر را روی آجر نمی‌توان قرار دارد»؛ بنابراین می‌توان گفت که فقدان آمار و اطلاعات در این زمینه ازیک‌طرف باعث می‌شود که هیچ تصمیمات و حرکتی در جهت حل آن اتخاذ نگردد و از طرف دیگر تا زمانی که این پدیده به شکل آکادمیک و علمی موردبررسی و مطالعه قرار نگیرد، اهمیت آن نیز به معنای واقعی‌تر شناخته نخواهد شد.

ریا به‌عنوان یک مسئله‌ی اجتماعی

جامعه شناسان معمولاً مسئله‌ی اجتماعی را وضعیت اظهارشده‌ای می‌دانند که با ارزش‌های شمار مهمی از مردم مغایرت دارد و معتقدند باید برای تغییر آن وضعیت اقدام کرد. منظور از وضعیت اظهارشده وضعیتی است که گفته می‌شود وجود دارد. مردم در مورد آن صحبت می‌کنند و ممکن است در رادیو، تلویزیون و مطبوعات هم پوشش خبری داشته باشد. منظور از مغایرت با ارزش‌ها نیز این است که مردم در چارچوب نظام ارزشی مورد قبولشان وضعیتی را مسئله‌ی اجتماعی می‌دانند. مادر اینجا قصد بررسی پدیده‌ی ریاکاری به‌عنوان یک مسئله‌ی اجتماعی راداریم. ریاکاری پدیده‌ای است که شیوع آن را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی امروزی می‌توان احساس کرد و این پدیده به ابزاری برای دست‌یابی افراد به اهدافشان مبدل شده است و ازآنجایی‌که به نظر می‌رسد این پدیده در جامعه‌ی ما در حال شیوع است و ظاهراً مبدل به یک امر عادی شده است اما عواقب و خطرات زیادی را می‌تواند برای جامعه داشته باشد. پدیده‌ای که هرچند مانند مسائل اجتماعی چون اعتیاد، قتل، قاچاق مواد مخدر، آلودگی هوا و… ملموس نیست، اما می‌توان گفت که باعث ایجاد مسمومیت در عرصه‌های مختلف اجتماعی شده است و اثرات روانی و اجتماعی فراوانی بر افراد جامعه بر جای گذاشته است.

 

انتقادات و پیشنهاد‌ها و ارائه‌ی راهکارها:

۱-با توجه به آنچه که بیان شد می توان گفت از آنجا که مسائل عینی و ملموسی چون اعتیاد، فقر، قتل و غیره از جمله مسائل اجتماعی  هستند لذا  می توان گفت  بعضی از مسائل همچون ریا و دورویی باوجود شیوع آن‌ها در جامعه و باوجود اینکه نوعی رفتار نامناسب‌ به شمار می­روند، چون درجه عینیتشان ممکن است از این قبیل مسائل کم‌تر باشد، کم‌تر نیز مورد توجه قرارگرفته‌اند و حتی گاهی نیز ممکن است عادی و اقتضای جامعه‌ی امروزی تلقی شوند.

۲- ریاکاری متغیری است که هم از عوامل اجتماعی مختلفی تأثیر گرفته وهم بر آنان تأثیر می‌گذارد  بی شک در زمینه­ی بررسی و  شناخت عوامل اجتماعی تأثیرگذار دیگر نیز جای زیادی برای کار کردن می­باشد.

۳- خاص بودن موضوعاتی که جنبه‌ی اجتماعی دارند باید عاملی  باشند بر شروع کار و نه عقب‌نشینی. بنابراین عمده‌ی مسائلی که رنگ و بوی اجتماعی دارند و تبدیل به مسئله می‌شوند، باید توسط محققان اجتماعی مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرند. عقب‌نشینی کردن تنها پاک کردن صورت‌مسئله می‌باشد.